اگر فکر میکنی سرعت پیشرفت تکنولوژی ترسناک شده، تنها نیستی!
به روزگار تازوندن هوشهای مصنوعی خوش اومدی؛ جایی که دیگه خبری از اون روزهای ساده و قشنگی که فقط یک «چتجیپیتی» وجود داشت نیست. الان هر روز صبح که بیدار میشیم، یه مدل جدید AI معرفی شده که ادعا میکنه قاتل همهی AIهای بازاره! یکی ویدیوهای سینمایی میسازه، یکی با صدای خودت دوبله میکنه و اون یکی عکسهایی میسازه که از واقعیت واقعیترن و …!
این حجم از ابزار و تنوع، یه مشکل بزرگ برای ما تولیدکنندههای محتوا درست کرده: بهترین هوش مصنوعی کدوم هست؟
کدوم مدل ویدیویی واقعاً میصرفه؟ کدوم مدل صوتی زبان فارسی رو بهتر میفهمه؟ آیا هنوزم Midjourney پادشاه تصویرسازیه یا رقبای جدیدی اومدن و تاج و تختش رو گرفتن؟
امروز در ماموریت آرکان تصمیم گرفتیم آستینها رو بالا بزنیم و وارد میدون بشیم. توی این مقاله جامع، ما همه هوش مصنوعیهای معروف رو در ۴ دستهبندی اصلی (متن، تصویر، صدا و ویدیو) زیر ذرهبین بردیم، تستهای سنگین گرفتیم و بهترین ابزارهای هوش مصنوعی برای کریتورها رو معرفی کردیم.

اینجا قرار نیست با یه لیست طولانی و خستهکننده از ابزارهایی که به درد نمیخورن روبرو بشی. این مقاله، “لیست بهترین هوش مصنوعی ها” هست. ابزارهایی که الان که در پاییز ۱۴۰۴ دارم این مقاله رو مینویسم، قدرتمندترین سلاحهای شما برای تولید محتوا هستن.
اگر میخوای بدونی چطور میتونی با یه گوشی یا لپتاپ ساده، خروجیهایی در حد استودیوهای بزرگ بگیری و توی زمان و هزینههات صرفهجویی کنی، این مقاله، مال خودته.
پس کمربندهات رو ببند که میخوایم شیرجه بزنیم توی دنیای بهترین هوشهای مصنوعی جهان! (برای کریتورها!)
۱- بهترین هوش مصنوعی برای تولید محتوا متنی: معرفی بهترین AIهای متنی در سال ۲۰۲۵
این روزها هر طرف رو که نگاه میکنیم، میبینیم هوش مصنوعی با سرعت ترسناک و (و همزمان هیجانانگیزی!) داره مرزهاش رو جابجا میکنه و چیزها رو تغییر میده. برای کریتورها اگه تا دیروز بحث سر این بود که «آیا AI قراره شغل من رو بگیره؟»، امروز سوال کاملاً عوض شده: «چطور ازش بهرمند بشم تا ده برابر سریعتر، خلاقتر و باکیفیتتر تولید محتوا کنم؟»
اولین حوزهای از هوش مصنوعی که میخوایم بررسیش کنیم، معروفترین AIها، یعنی AIهای متنی هستن. سه تا مدعی بزرگ رو آوردیم روی میزِ نقد، یعنی ChatGPT 5.1، Grok 4 و Gemini 3. از اونجایی که AIهایی مثل claude و copilot ویژگیهای چندان خاصتری (بخوانید Game Changer ای) ندارن، اونها رو میگذاریم کنار و به سراغ اصلیها میریم.
بریم بیتعارف ببینیم کدومشون واقعاً لیاقت داره که «دستیار اول» تولید محتوای یه کریتور باشه.

۱. ChatGPT 5.1؛ همون رفیقِ عینکی و درسخون!
اگه از من بپرسی، چت جیپیتی مثل اون نویسندهی عینکی و باوقاریه که شاید توی مهمونیها خیلی شلوغکاری نکنه و مجلسگرمکن نباشه، اما وقتی پای کار جدی وسط باشه، تا صبح بیدار میمونه و کار رو جدی و تر و تمیز تحویل میده. برای من نسخه ۵.۱ دقیقاً بلوغ کامل همین شخصیته.
چرا باید انتخابش کنی؟
بزرگترین دردسر ما ما چیه که میریم سراغ هوش مصنوعی متنی؟ “فراموشی” و “حوصله”!
اما چت جیپیتی توی نسخهی 5.1 دقیقا قوتش همین هست. حتی نسبت به گروک و جمنای، توی تولید محتواهای طولانی (Long-form) خیلی خیلی بهتره. اگر قراره یه ایبوک (E-book) بنویسی یا سناریوی یه مستند ۳۰ دقیقهای رو تنظیم کنی، این مدل برخلاف بقیه، وسط کار نمیبُره، بحث رو سمبل نمیکنه و تنبلی از خودش نشون نمیده.
به معنای واقعی کلمه، بهترینه، برای محتواهای طولانی! مثلا اگه یه محتوای ۱۲ هزار کلمهای بخوای، (به شرط اینکه تمام مسائل بازاریابی و پرامت نویسیش درست باشه) یه خروجی واقعا عالی بهت میده. جدای از این، حافظهاش هم خیلی خوب شده و هربار نیاز نیست چیزی که میخوایم رو از اول بهش بگیم. گرچه، بعد از آپدیت جمنای ۳، به نظرم اون بهتره، ولی چت جیپیتی هم با اختلاف کم، پشت سر اون حرکت میکنه. پس اگه چت جیپیتی رو بیشتر میپسندی، میتونی باهاش به خوبی ادامه بدی.
نقاط قوت چت جیپیتی ۵.۱ برای کریتورها (+):
- حافظه بلندمدت (Memory) واقعی: دیگه لازم نیست توی هر چت جدید، از اول خودت رو معرفی کنی. اون یادش میمونه سبک نوشتاریت چیه، مخاطبت کیه و خط قرمزهای برندت کجاست.
- پادشاه بیبدیل متنهای طولانی: تنها مدلیه که میتونی با خیال راحت نوشتن یک مقاله ۱۲۰۰۰ کلمهای رو بهش بسپاری و مطمئن باشی کیفیت پاراگراف آخر، عین پاراگراف اوله. بقیه هوشهای مصنوعی از نوشتن چنین چیزی طفره میرن!
- خوراک کارهای اداری: برای کسانی که بریفهای محتوایی یا تقویم محتوایی میبندن، خروجیهای Word و Excel که میده، فوقالعاده مرتب و آمادهی استفادهست.
- کدنویسی: اگر سایت شخصی داری و یه جای کار میلنگه، توی دیباگ کردن کدها هنوزم حرف اول رو میزنه.
نقاط ضعف چت جیپیتی ۵.۱ برای کریتورها (-):
- گیج زدن در اخبار لحظهای: با اینکه به اینترنت وصله، اما هنوز توی تحلیل اتفاقاتی که “همین یک ساعت پیش” افتاده، به پای رقبا نمیرسه و دیتای قدیمیتری داره.
- خلاقیتِ خطکشی شده: اگر پرامپت خیلی خاص و خلاقانهای بهش ندی، ممکنه متنی بنویسه که از ۱۰ کیلومتری داد میزنه “من رباتم و حتی من چتجیپیتی ام!”. فقط بعد از یکی دو ماه کار کردن باهاش، شیوه نگارش متنهاش دستت میاد و از اون به بعد روی در و دیوار شهر، پستها و حتی سناریوی ریلها، میتونی چتجیپیتی رو حسش کنی!

۲. Grok 4؛ همون رفیق شر و شیطون، و حتی کمی ناحسابی! (و کمهوش در فارسی!)
محصول ایلان ماسک، یعنی «گروک ۴»، اومده که متفاوت باشه. شعارشون اینه که ما سانسور نمیکنیم و باحالیم. اما تجربه کاربری ما در آرکان یه چیز دیگه میگه. گروک برخلاف بقیه AIها، خودشو محدود اخلاقیات نمیکنه و اگه آدمی هستی که همهی ساختارها رو میشکنی، شاید ازش بدت نیاد!
ولی به طور کلی، از دو کیلومتری جوابهاش نشون میده که یه نسل عقبتر از رقباشه. بنابراین برای چتهای روزمره شاید خوب باشه، ولی برای کارهای روزمرهی جدی … تا وقتی یکی دوتا آپدیت حسابی نگیره، من روش حساب نمیکنم…
چرا میشه (با کلی اما و اگر ) انتخابش کرد؟
فقط و فقط اگر کارت مستقیماً با پلتفرم X (توییتر سابق) گره خورده و نیاز داری بدونی ترندهای کریپتو یا اخبار سیاسی دنیا “در لحظه” چی هستن، گروک به دردت میخوره. چون تنها AIای هست که به دیتاهای آنی توییتر دسترسی داره و برای کسایی که کار رسانهای میکنن، میتونه مفید باشه.
نقاط قوت گروک ۴ برای کریتورها (+):
- نبض توییتر تو دستشه: هیچ مدلی سریعتر از گروک نمیتونه بگه الان توی توییتر چه خبره. دسترسی ریلتایم واقعی داره.
- تولید ویدیو در نسخه رایگان: یه ویژگی عجیبش اینه که حتی اگه پول ندی، توی ورژن رایگانش هم برات عکس و حتی ویدیو میسازه (البته کیفیتش اصلاً در حد ابزارهای حرفهای نیست و بیشتر فان و سرگرمیه، اما برای تبدیل عکسهای استاک به ویدیوهای broll کاملا کار رو در میاره).
- جسارت در کلام: سانسورهای اخلاقی کمتری داره و اگر دنبال شوخیهای تند و تیز (خصوصا به زبان انگلیسی) هستی، راضیت میکنه.
نقاط ضعف گروک ۴ برای کریتورها (-):
- تعطیل در فارسی: بیتعارف؛ گروک توی زبان فارسی هنوز “خنگ” میزنه. دایره واژگانش بینهایت محدوده و خیلی وقتها جملات بیسروته تحویل میده.
- توهم دانایی (Hallucination): گروک خیلی سعی میکنه باحال به نظر بیاد، ولی زیاد پیش میاد که فکتهای (ساختگی) اشتباه رو با اعتماد به نفس کامل تحویلت میده و اگه کار دقیقی میکنه، به راحتی به اشتباه میاندازتت.

۳. Gemini 3؛ همهفنحریف و قابل اعتماد
و اما میرسیم به سوگلی گوگل، یعنی جمینای (که اسم قبلیش «گوگل بارد» بود).
توی این سالها، جمینای رو داریم همه جا میبینیم. توی سرچ گوگل، پیشنهادات یوتوب، سرچ کنسول و آنالیتیکس، و از اونجایی که برای توسعهدهندگان بسیار در دسترس هست، حتی توی سایتها و هرجایی که بشه، داره وارد میشه.
اما برای کریتورها،
گوگل با آپدیت جدیدش، جمنای ۳ رو به سطح جدیدی از «فهم و درک» (Reasoning) و بسیار بالاتر نسبت به رقباش برده. جمنای وقتی ازش یه سوال پیچیده میپرسی، سطحی جواب نمیده، خصوصا اگه اطالاعاتی از قبل بهش داده باشی، تا مدتها یادش میمونه و نیاز نیست وقتت رو سر بازتعریف اصول براش بگذاری.
از طرفی، سیستم استدلالیش بسیار قویه.تصاویر، دستخطها، حتی ویدیوها رو به خوبی تحلیل میکنه و مثلا میتونی ازش بپرسی این ویدیو برای چی ترند شده، اونم ثانیه به ثانیهاش رو تحلیل میکنه. در صورتی که بقیه AIها میگن: میشه بهم بگی چه اتفاقی افتاده تا برات تحلیلش کنم؟
مشخصهی دیگهی جمنای، لحن نگارشیش هست. بعضی جاها بهت میگه «بهت قول میدم! مینویسم و امضا میدم که این کار میکنه»! یا میگه: «اگه فلان فیلم رو ندیدی، نصف عمرت بر فناست!». البته که لحنها براش قابل تعریف هستن، ولی اینکه به طور پیشفرض انقدر با فارسی، دوست شده، خودش خیلی خوبه و حس یه همکار هوشمند رو بهت میده!
اما برگ برندهی جمنای
برگ برندهی اصلی جمنای اکوسیستم اونه. با خرید اشتراک این مدل، تو فقط یه هوش مصنوعی متنی نمیگیری؛ داری کل فضای کاریت رو آپگرید میکنی. دسترسی به مدلهای سبک و سریع برای کارهای روزمره و از همه مهمتر، دسترسی به غولی مثل VEO 3.1 و ابزارهایی مثل Nano banana Pro و NoteBook LM خودشون ارزش افزودههای بسیار مهمی هستن، که برای تولید ویدیوهای سینمایی و عکسهایی با کیفیت فوق العاده عالی به کار میان، و همه اینها بخشی از پکیجش هست.
نقاط قوت جمنای ۳ برای کریتورها (+):
- منطق و استدلال بالا: جوابهاش بسیار پختهتره. انگار داری با یه متخصص کارکشته مشورت میکنی، نه یه چتبات یا دیتابیس سخنگو.
- یکپارچگی با گوگل: میتونه ایمیلهات رو بخونه، توی گوگل داکس برات بنویسه و ویدیوهای یوتیوبت رو تحلیل کنه.
- VEO 3.1، Nano Banana Pro, NoteBook LM: این یه معاملهی برده! همراه با اکانت جمینای، به یه پکیج هوش مصنوعی دسترسی پیدا میکنی که کیفیت همشون بسیار بالاتر از خوب هست.
- پنجره محتوایی بسیار بزرگ: میتونی چندین کتاب و مقاله PDF رو یکجا براش آپلود کنی و بگی بر اساس همهی اینها برات استراتژی بچینه. حجم دیتایی که پردازش میکنه باورنکردنیه.
- مولتیمدال واقعی: چشم و گوش داره! همزمان تصویر، صدا، ویدیو و متن رو درک میکنه. میتونی ویدیوی آنباکسینگ خودت رو بهش نشون بدی و بپرسی: “کجای ویدیو نورپردازی مشکل داره؟” و اون بهت جواب میده!
نقاط ضعف جمنای ۳ برای کریتورها (-):
- زیادی پاستوریزهست! : گاهی اوقات روی مسائل حساس زیادی محتاط میشه و ممکنه از پاسخ دادن طفره بره (بیشتر به خاطر قوانین سفت و سخت گوگل).
- حوصله نگارش متن طولانی نداره: برخلاف ChatGPT 5.1 که برات تا ۱۲ هزار کلمه هم مینوشت، معمولا متنهای جمینای از ۱۲۰۰ کلمه بیشتر نمیشن و برای گرفتن یه متن طولانی، باید قسمت به قسمت با پرامتهای مختلف بگیری، که ممکنه وسطش لحن مقاله رو گم کنه و … داستان بشه اصلا!
جمعبندی نهایی: بهترین مدل متنی، برای کریتورها
بعد از صدها ساعت تست و کلنجار رفتن با این مدلها در پروژههای واقعی، پیشنهاد من به عنوان یه کریتور به شما به این ترتیبه:
🥇 رتبه اول (برنده قطعی): Gemini 3
در یک جمله: قابل اعتماد و بیشترین ارزش دربرابر پولی که میدیم.
اگر میخوای حرفهای کار کنی، شک نکن. ترکیب هوش منطقی بالا، قابلیت درک محتواهای چند رسانهای، و دسترسی به ابزارهای جانبی مثل VEO 3.1، Nano banana Pro و NoteBook LM، ارزش خریدی بهش میده که بقیه ندارن.
🥈 رتبه دوم: ChatGPT 5.1
اگر کارت صرفاً “نوشتن” و تولید محتوای متنیِ بسیار طولانیه، چت جیپیتی هنوز هم رفیق شفیق نویسندههاست. دسترسی راحت و خروجیهای تمیزش برای کارهای اداری و متنی عالیه. ولی … من بیشتر بهش به چشم یه آلترنیتیو (جایگزین موقت) برای جمنای نگاه میکنم.
🥉 رتبه سوم: Grok 4
راستش رو بخوای، فعلاً برای کاربر فارسیزبان و کریتوری که دنبال کیفیت بالاست، پیشنهادش نمیکنم. بیشتر جنبه فان و سرگرمی داره تا ابزار کار جدی. البته این به معنی نیست که به درد نمیخورهها، ولی مثل اینه که بهترین از یه چیزی رو امتحان کرده باشی، بعد بیان بهت بگن بیا با مدل بسیار اقتصادیشدهاش کار کن! تفاوت گروک ۴ با جمنای ۳ و چتجیپیتی ۵.۱ در این حد هست!

۲- جنگ بر سر پیکسلها؛ بهترین هوش مصنوعی برای تولید محتوا عکس۲۰۲۵ (Image Generators)
خب، در قسمت قبلی مغز متفکر محتوا (AI متنی) رو انتخاب کردیم و پروندهاش رو بستیم. حالا وقتشه که به محتوامون شکل و ظاهر هم بدیم.
این روزها توی اینستاگرام و یوتیوب و حتی سایتها، جلوهی بصری محتوا خیلی بیشتر از قبل مهم شده. مخاطب اول میبینه، و از روی ارائهی اولیهی ما (تصویرش)، تصمیم میگیره که بهش توجه بکنه یا نکنه. اما همش این نیست! ما داریم در مورد یکی از مهمترین ابزارهای کارِ کریتورها حرف میزنیم.
ممکنه شما یه کریتور تکنولوژی باشید و بخواید یه گجت رو توی یه محیط خاص نشون بدید، ممکنه آنلاینشاپ داشته باشید و بخواید عکس محصول بسازید، یا حتی نویسنده باشید و برای مقالهتون عکس اورجینال بخواید. از همه مهمتر، نیاز به یه تصویر اولیه برای هوشمصنوعیهای ویدیوساز (Image to Video)(که جلوتر بهشون میرسیم) باکیفیت داشته باشید. پس تصویرسازها، پل رسیدن از متن به سایر محتواهای مولتیمدیای شما خواهند بود و بسیار مهم هستند.
بازار تصویرسازها در سال ۲۰۲۵ تبدیل به میدون جنگ شده. ما در آرکان ۵ مدل برتر رو زیر و رو کردیم تا ببینیم کدومش برای یه کریتور ایرانی، بهترین بازدهی رو داره.
گزینههای روی میز: Nano Banana Pro، Midjourney v7، GPT Image 1 ، Seedream و Leonardo AI.

۱. Nano Banana Pro؛ گزینه محبوب آرکان (کیفیت + ارزش خرید)
گوگل با معرفی Nano Banana Pro رسماً بازی رو عوض کرد. تا قبل از این شاید میگفتیم میدجرنی کیفیتش یه سروگردن بالاتره، اما الان نانو بنانا ۲ به سطحی از جزئیات رسیده که تشخیصش از واقعیت، حتی برای ما هم غیرممکن کرده. از طرفی، بیشترین دسترسپذیری رو برای ما ایرانیها داره و بخاطر اینکه به اکوسیستم جمنای وصل هست، بیشترین درک رو از زبان فارسی داره.
چرا انتخاب اول ماست؟
پس از کیفیتش، دومین دلیلش «ارزش خرید» (Value for Money) هست. چرا که میتونی با خرید اشتراک این مدل، عملاً به اکوسیستم جمینای (که تو بخش قبل بررسی کردیم) وصل بشی. یعنی با پولِ یک اشتراک، هم بهترین دستیار متنی رو داری و هم یکی از قدرتمندترین موتورهای تصویرسازی جهان رو.
نقاط قوت Nano Banana Pro برای کریتورها (+):
- فوتورئالیسم عالی: بافت پوست، نورپردازی استودیویی و جزئیات مو توی پرترهها شاهکاره. (مخصوصاً برای پیجهای فشن یا بیوتی، این مدل میتونه میکاپهایی روی صورت مدلها بسازه که نیازت به عکاسی مدلینگ و هماهنگیهای پردردسر رو تا ۹۰ درصد کم کنه).
- عکاسی محصول بدون دوربین: میتونی محصولت رو توصیف کنی و توی لوکسترین دکورها تحویل بگیری. (اگه یه عکس با کیفیت از محصول رو به عنوان ورودی، بهش بدی که واقعا اعجاز میکنه!)
- درک زبان طبیعی: برعکس بقیه که باید به زبان عجیبغریبِ «ماشین» باهاشون حرف بزنی، این مدل زبان فارسی رو به همین شکل روانش میفهمه. حتی اگه پرامپت رو دستوپاشکسته بنویسی، بازم منظور رو میگیره.
- سرعت رندر: روی سرورهای ابری گوگل پردازش میشه و خروجی رو توی چند ثانیه میده. برای همین با معمولیترین کامپویترها و موبایلها هم میشه ازش خروجیهای عالی بگیری!
نقاط ضعف Nano Banana Pro برای کریتورها (-):
- سانسور: مثل همیشه، گوگل روی محتواهای حساس، خشونتآمیز یا کپیرایت برندهای خاص حساسیت داره و ممکنه بعضی پرامپتها رو رد کنه. (مثلا اگه توی تصویر، یه کاراکتر، برند، یا هرچیز ثبتشدهی دیگهای باشه.)

۲. Midjourney v7؛ همچنان پادشاه «هنر»
میدجرنی هنوز هم جایگاه لوکس و خاص خودش رو داره. اگر کار شما «هنری»، «فانتزی»، «گیمینگ» یا ساخت کانسپتهای انتزاعی هست، میدجرنی ورژن ۷ خاصترین جادو رو توی ترکیببندی و رنگهاش داره که بقیه هنوز نتونستن به پاش برسن.
چرا انتخابش کنیم؟
برای کسایی که «استایل هنری» براشون مهمتر از «واقعیتِ محض» هست. تصاویری که با میدجرنی ساخته میشن، معمولاً دراماتیکتر، سینماییتر و جذابترن و جزئیات (فوقالعاده) بیشتری دارن.

نقاط قوت میدجرنی برای کریتورها (+):
- نسخه وب عالی: خوشبختانه دیگه خبری از دردسرهای دیسکورد نیست و پنل وب خیلی حرفهای داره که مستقیما پرامت رو دریافت میکنه.
- خلاقیت بیحد و مرز: اگه بهش بگی «یه اژدها در حال خوردن چای توی کافه نادری»، یه اثر هنری تحویل میده، نه صرفاً یه عکس مونتاژ شده.
نقاط ضعف میدجرنی برای کریتورها (-):
- هزینه جداگانه: باید براش جداگانه دلاری خرج کنی (و ارزون هم نیست). خرید جداگانه میدجرنی فقط برای آرتیستهای خیلی خاص توجیه داره.
- نبود پلن تستی رایگان: متاسفانه مدجرنی (از همون اول که اومد) هیچ پلن رایگانی نداره و حتی برای تست باید پلن اولیهش رو تهیه کنی.

۳. Seedream؛ رایگان، اما به چه قیمتی؟ (مخصوص خورههای تکنولوژی)
سیدریم (Seedream) پدیده عجیب و غریب امساله. یه مدل کاملاً رایگان و اوپنسورس که ادعا میکنه رقیب غولهاست. بررسیهای ما نشون میده کیفیتش واقعاً بالاست، اما خودش یه “اما”ی بزرگ داره.
چرا انتخابش کنیم؟ (یا نکنیم؟)
Seedream برای اجرا شدن با نهایت کیفیت، نیاز داره که روی کامپیوتر خودت (Local) رندر بگیره. این یعنی «آزادی مطلق»؛ بدون سانسور، بدون صف انتظار و بدون هزینه اشتراک ماهانه. اما این آزادی مطلق هزینهی خودشو داره: نیاز به یه سیستم قوی داری!
تمامی رندرها روی کامپیوتر خودت گرفته میشه و اگه یه کامپیوتر ضعیف داشته باشی بشدت بهش فشار میاره. اگه کامپیوترت معمولی هم باشه، هزینهاش رو به شکل استهلاک کارت گرافیک (در طولانی مدت) بهت نشون میده.

نقاط قوت سیدریم برای کریتورها (+):
- کاملاً رایگان: هیچ اشتراکی در کار نیست. مدل رو دانلود میکنی و تمام.
- بدون سانسور و محدودیت: هر چی بخوای میسازی. کنترل ۱۰۰ درصد دست خودته. (مناسب برای افراد یا سازمانهایی که دیتای خصوصی یا محافظت شده دارن).
- (به نظر) تماما ایمن: هیچ عکسی جایی آپلود نمیشه، هیچ پرامتی جایی ذخیره نمیشه، هیچ فعالیت اکانتی رصد نمیشه. همه چیز روی سیستم خودته.
نقاط ضعف سیدریم برای کریتورها (-):
- پدر سختافزار رو در میاره: برای اجرای روان این مدل، شما به یه سیستم هیولا (با کارت گرافیکهای ردهبالا و VRAM حداقل ۱۶ تا ۲۴ گیگ) نیاز دارین. و اگه با لپتاپ معمولی اجراش کنی، شاید برای یه عکس ۱۰ دقیقه معطل بشی یا سیستم آخرش کرش کنه و نتیجهای نده.
- پیچیدگی فنی: نصب و کانفیگش نیاز به دانش فنی داره و مثل بقیه مدلهای AI نیست.

۴. GPT Image 1 (داخل ChatGPT 5.1)؛ فانتزی، موجساز و دمدستی
نمیشه از هوش مصنوعی تصویرساز حرف زد و اسم DALL-E رو نیاورد. این موتور تصویرساز، قلب تپندهی بخش بصری ChatGPT بود که در ورژن جدیدش GPT Image 1 نام گرفت. شاید به اندازه سایر گزینهها قوی یا محبوب نباشه، اما یه ویژگی داره که بقیه ندارن: همه اونو دارن!
چرا انتخابش کنیم؟ (یا نکنیم؟)
GPT Image 1 دقیقاً مثل همون ویدیوساز Grok هست که قبلاً گفتیم؛ یعنی «کار راهانداز». چون کاربرهای چتجیپیتی میلیونی هستن، معمولاً ترندهای جهانی تصویرسازی از همینجا شروع میشه. یادته یه مدت همه عکسها سبک «استودیو گیبلی» (Ghibli) داشتن یا همه چیز توی کپسولهای شیشهای بود؟ همشون با این AI ساخته شده بودن.
نقاط قوت GPT Image 1 برای کریتورها (+):
- کاربری بشدت آسون: نیازی به هیچ تنظیمات خاصی نیست. وسط چت کردن با ChatGPT بهش میگی «یه عکس از فلان چیز بساز» و تمام (البته پرامت مناسب میخواد!).
- سرمنشأ ترندها و ایلاستریشنها: برای ساختن تصاویر کارتونی، وکتورهای فلت برای سایت، یا استیکرهای بامزه عالیه.
- ویرایش مکالمهای: اگر عکس ایراد داشت، خیلی راحت به زبان فارسی بهش میگی «رنگ لباسش رو قرمز کن» و میفهمه.
نقاط ضعف GPT Image 1 برای کریتورها (-):
- پلاستیکی بودن: بزرگترین ایرادش اینه که تصاویرش داد میزنن «من هوش مصنوعیام!». یه براقیت و حالت فانتزی خاصی داره که برای عکس محصولِ جدی یا پرترهی رئال اصلاً مناسب نیست.
- عدم کنترل دقیق: شما نمیتونید مثل میدجورنی یا نانو بنانا، روی لنز دوربین، نورپردازی دقیق و جزئیات ریز کنترل داشته باشید.

۵. Leonardo AI؛ آچار فرانسه و نیمه رایگان (Freemium)
اگر نه سیستم قوی برای Seedream داری، و نه میخوای فعلاً هزینه اشتراک گوگل یا میدجرنی رو بدی، لئوناردو بهترین گزینه در این میانه. لئوناردو برخلاف بقیه AIهای ساخت تصویر که بیشتر حس ساخت رندوم عکس دارن، حس یه استودیوی AI ساخت تصویر داره. با چندین و چند ابزار و امکان مختلف، تا دقیقا عکسی بدستت برسه که تو ذهن داشتی.
البته! نسبت به GPT Image 1 و Nano Banana وقت بیشتری نیاز داره تا بهش مسلط بشی.
چرا انتخابش کنیم؟
برای کارهای روزمره، ادیتهای سریع و شروع کار. لئوناردو روزانه تعداد زیادی سکه (Token) رایگان میده که کار اکثر کریتورهای تازهکار رو راه میندازه. در کنارش، اگه چندین ایمیل داشته باشی، میتونی چندین اکانت توش بسازی و بارها و بارها و بارها ازش استفاده کنی.
نقاط قوت Leonardo AI برای کریتورها (+):
- رایگان و کارراهانداز: پلن رایگانش واقعاً سخاوتمندانهست و دوباره فرداش شارژ میشه.
- ابزار Canvas Editor: این قابلیت طلایی لئوناردوست! میتونی عکس رو داخلش ادیت کنی، یه بخشی رو پاک کنی و بگی هوش مصنوعی جاش چیز دیگهای بذاره (Inpainting) یا کادر عکس رو بزرگتر کنی (Outpainting).
نقاط ضعف Leonardo AI برای کریتورها (-):
- کیفیت متوسط: توی نسخه رایگان، رزولوشن و عمق جزئیات کمی کمتر از Nano Banana Pro یا Midjourney v7 هست.
جمعبندی نهایی: کدام هوش مصنوعی برای ساخت عکس بهترین است؟
خب! بریم برای تصمصم گیری انتخاب بهترین هوش مصنوعی ساخت عکس، هم رایگان و هم غیر رایگان :)
- برنده مطلق (پیشنهاد آرکان): Nano Banana Pro
- کیفیتش حتی در ۳ تلاش رایگان روزانهاش هم عالیه، پرامپتهای فارسی و انگلیسی رو خوب میفهمه و مهمتر از همه: وقتی پای خرید اشتراک گوگل میاد وسط، هم متن (Gemini 3) و هم تصویر و هم ویدیو (VEO 3.1) رو با هم داری. و از نظر اقتصادی برای ما کریتورهای ایرانی، بهصرفهترین و منطقیترین انتخابه.
- برای خورههای تکنولوژی و کسایی که سیستمهای قوی دارن: Seedream
- اگر PC قدرتمند داری و میخوای بدون محدودیت و هزینه ماهانه کار کنی، میتونی این مدل رو دانلود کنی. (که برای نیازها و کاربرهای خاص خودش هست.)
- برای شروع رایگان: Leonardo AI
- اگر فعلاً بودجه نداری یا میخوای ادیتهای جزئی روی عکسها بزنی یا نیاز به یه سری عکس با کیفیت برای ورودی AIهای ویدیومحور داری، لئوناردو ناامیدت نمیکنه و به خوبی کارت رو راه میاندازه.
خب رفیق، حالا که متنمون نوشته شد و عکسمون هم آماده شد، بریم سراغ اون چیزی که بهشون روح میده: صدا!
۳- بهترین هوش مصنوعیهای ساخت موزیک و صدا در سال ۲۰۲۵
حالا میخوایم بریم سراغ بخشی که خیلی دست کم گرفته شده، ولی فرصتهای توی اون انقدر زیاده که هرکی بشنوه، مخش سوت میکشه! صدا همون چیزیه که یه محتوا رو از معمولی به «عالی» یا «حوصله سربر» تبدیل میکنه، مرز بین کاربردی بودن و نبودش رو مشخص میکنه و تنها تیپ محتواییه که میشه به تنهایی، به صورت غیرفعال هم استفاده بشه. (غیرفعال، یعنی نیاز نیست حتما بهش نگاه کنی. مثل کتاب، یا ویدیوی یوتیوب. میشه به شکل یه پادکست، پشت فرمون ماشین یا توی مترو، از اون استفاده کرد.)
پس میبینیم که کاربردهاش خیلی فراوونه. بریم که با بهترین هوش مصنوعیهای ساخت صدا و موسیقی مخصوص کریتورها آشنا بشیم! قراره که از گویندگی، تا ساخت موزیک متن اختصاصی و حتی کلون کردن صدا رو راجع بهش صحبت کنیم. اینها امکاناتی هستن که ElevenLabs، Suno، HeyGen و Adobe Podcast در اختیارمون گذاشتن.

۱. ElevenLabs؛ جادوگرِ احساسات و بیان (Text-to-Speech & Dubbing)
اگه دنبال “صدای نریشن” هستی یا تو فکر ساخت پادکست با هوش مصنوعی هستی رقیبی برای ElevenLabs وجود نداره و الان توی دنیا هیچ رقیبی براش وجود نداره که فارسی رو هم ساپورت کنه. شاید ابزارهایی مثل NoteBook LM هم یه چیزایی مثل پادکست بسازن، ولی هیچ ابزاری تاحالا مثل ElevenLabs نبوده که امکانات بینهایتی از صدا بهمون بده.
چرا انتخاب اول ماست؟
چون میتونه “مکث”، “نفسگیری” و “تغییر لحن” (Intonation) رو دقیقاً مثل یه دوبلور حرفهای اجرا کنه. نقطه قوت اصلی این ابزار اینه که فقط یه ابزار “تبدیل متن به صدا” نیست و احساسات و تکنیکهای صدا رو هم میشه باهاش اجرا کرد. از یه زمزمه خفیف تا فریاد و اضافه کردن حس سوگواری یا شعف یا حتی حس اسرارآمیز بودن توی لحنش!
بررسی فنی و قابلیتها:
- Speech-to-Speech: این قابلیت واقعا جذابه! میتونیم با صدای خودمون (حتی با تپق یا لهجه!) یه چیزی رو ضبط کنیم و ElevenLabs اون رو با همون حس و حال، ولی با صدای یه گویندهی حرفهای (یا حتی جنسیت مخالف) تحویل بده.
- Voice Cloning: و البته که فقط محدود به صدای گویندگان معروف نیست. میتونیم نمونهای از صدای خودمون بهش بدیم، و از اون به بعد تمام متنهای ما رو با صدای خودمون رکورد کنه و بهمون بده، اونم با دقت بسیار زیاد.
- Dubbing Studio: قابلیت دوبله خودکار ویدیوها به زبانهای دیگه (با حفظ صدای اصلی گوینده) که برای جهانی کردن کانال یوتیوب یا تبدیل یه پادکست، با صدای اصلی گویندهی اون، به زبانی دیگه واقعا عالیه.
- پشتیبانی از فارسی: خوشبختانه با زبان فارسی به خوبی کنار میاد، هرچند هنوز توی فارسی به روانی انگلیسی نیست، ولی با کمی دستکاری تنظیمات (Stability و Clarity) خروجیهای بسیار تمیز و قابل استفادهای میده.
نقاط قوت ElevenLabs برای کریتورها (+)
- طبیعیترین لحن انسانی در بین تمام AIها.
- یه کتابخانه عظیم از صداهای آماده برای هر سناریو (جدی، خبری، داستانگو).
- قابلیت ساخت صدای اختصاصی برند خودمون (Voice Design).
- قابلیت ساخت موزیک با متنی که خودمون بهش میدیم (خیلی ابتداییه هنوز)
نقاط ضعف ElevenLabs برای کریتورها (-)
- قیمت: کاراکترها (حروف) زود تموم میشن و اشتراکهای بالاش نسبتاً گرونه.

۲. Suno AI؛ از اراده، تا ساخت یه اثر هنری تنها در چند ثانیه! (Music Generation)
حرف از موزیک شد! تا قبل از هوش مصنوعی Suno، ساخت موزیک با AI شبیه یه شوخی بیمزه بود. اما Suno اومد و بازی رو عوض کرد و به همه نشون داد که میتونه شعر بگه، ملودی بسازه و حتی صدای خواننده رو جوری تنظیم کنه که انگار توی استودیو ضبط شده و توی ورژنهای جدیدش، اون رو تبدیل به موزیک ویدیو هم بکنه!
چرا Suno برای کریتورها حیاتیه؟
هاه! کپیرایت! تموم شد و رفت!
بزرگترین کابوس یوتیوبرها و اینستاگرامرها استفاده از موزیکهای بدون کپی رایته! هر لحظه نگرانن که یا اینستا یا یوتوب، محتواشون رو متوقف کنه، یه اخطار بده، و تمام زحماتشون نفش برآب بشه.
اما با Suno میشه موزیکی ساخت که ۱۰۰٪ مال خودته و هیچکس نمیتونه بخاطرش ویدیوت رو استرایک بزنه.

بررسی فنی و قابلیتها:
- Suno V5 & V4.5: مدلهای جدید سونو، ساختار آهنگ (Intro, Verse, Chorus, Outro) رو کاملاً میفهمن. و میتونی بگی “یه آهنگ ۲ دقیقهای Lo-Fi برای پسزمینه ولاگ آرایشی” و اون دقیقاً همونو میسازه.
- V5
- ترانهسرایی: حتی اگه متن آهنگ رو نداشته باشی ولی بخوای متن داشته باشه، فقط کافیه موضوع رو بگی تا خودش شعر رو بنویسه و بخونه.
نقاط قوت Suno AI برای کریتورها (+)
- سادگی استفاده (مثل ChatGPT برای موزیک).
- کیفیت صدای خواننده (Vocal) به شدت طبیعیه.
- تنوع سبکها (از سنتی ایرانی تا متال و الکترونیک).
- تلفظهای فارسیش درسته و عجیب و غریب نیست.
نقاط ضعف Suno AI برای کریتورها (-)
- گاهی توی پایانبندی آهنگها (Outro) کمی گیج میزنه و یهو قطع میشه.
- اگه بخوای در یوتوب یا رسانههایی که کپیرایت براشون مهمه ازش استفاده کنی، باید بدونی:
- مالکیت و حق کپیرایت آهنگها همیشه برای Suno هست.
- تا وقتی اشتراکش رو داری، اجازهی استفاده از آهنگها رو داری.
- البته نکات بالا عموما رعایت نمیشن، ولی باید بدونی.

3. HeyGen؛ فراتر از صدا، همگامسازی لبها (Voice Cloning & Lip-Sync)
شاید جای هیجن (HeyGen) اینجا کمی عجیب به نظر برسه، چرا که در اصل یک ویدیو جنریتور هست، اما چرا توی لیست صوتی اومده؟ چون قدرتمندترین موتور Voice Cloning (شبیهسازی صدا) رو داره که با تصویر سینک میشه.
حالا این یعنی چی و به چه کاری میاد؟
تصور کن یه ویدیو ضبط کردی اما یادت رفته یه نکته مهم رو بگی. یا میخوای همون ویدیو رو در یوتوب به انگلیسی، عربی یا ترکی برای مخاطبهای دیگه منتشر کنی.
HeyGen صدات رو میگیره، جملات جدید رو دقیقا با لحن و صدای خودت تولید میکنه و مهمتر از همه، حرکت لبهات توی ویدیو رو مطابق با متن جدید تغییر میده تا با صدای جدید هماهنگ بشه! در نتیجه، میتونی یه ویدیو رو با چندین زبان تولید کنی. منطقی هم هست! ما که داریم زحمت تولید ویدیو رو میکشیم، چرا فقط به یک زبان منتشرش کنیم و به مخاطبهای بیشتری دسترسی نداشته باشیم؟
کار دیگهای که هیجن میتونه انجام بده (که بیشتر میره در حوزه ویدیو)، میتونه متن + عکس ما رو (مثلا در یه استودیو) (و اختیاری: صدای ما رو) بگیره، و یه ویدیوی Talking Head بسازه. حتی جدای از حرکت لبها، حرکت دستها رو هم خودش هماهنگ میکنه.
چرا HeyGen برای یه کریتور کاربردی هست:
- Persian Support: هیجن یکی از بهترینها در پشتیبانی از فارسیه. وقتی متنی رو به فارسی میدی یا میخوای ویدیوی انگلیسی رو به فارسی دوبله کنی، نتیجهاش کاملا قابل قبوله.
- Instant Avatar: فقط با ۲ دقیقه ویدیو از خودت، یه آواتار دیجیتال میسازه که تا ابد میتونه با صدای خودت هر متنی رو بخونه!
نقاط قوت HeyGen برای کریتورها (+)
- سینک لب (Lip-sync) فوقالعاده دقیق.
- کلون کردن صدا با شباهت ۹۵٪ به صدای اصلی.
- ابزارهاش برای کریتورهایی که میخوان ویدیوی Talking Head بگیرن، بسیار عالیه.
- ورژن رایگانش اونقدر دست و بالمون رو نبسته که نتونی تستش کنی و متوجه بشی که به کارمون میاد یا نه.

۴. Adobe Podcast؛ استودیوی جیبی (Audio Enhancement)
و آخرین ابزار. این ابزار بیشتر برای تمیزکاری هست تا تولید محتوا. اگه میکروفون گرونقیمت نداری یا توی محیط پر سروصدا (مثل خیابون یا اتاق بدون آکوستیک) یا یه محیط پر نویز ضبط کردی (مثلا خونه، وقتی کولر روشنه و بقیه اهالی خونه هم همکاری نکردن!)، Adobe Podcast نجاتت میده.
قابلیت Enhance Speech
فقط کافیه فایل صدای پر از نویز رو بهش بدی و اون با استفاده از AI، نویز رو حذف کنه، اکوی صدا رو بگیره، و فرکانسهای صدا رو جوری تنظیم کنه که انگار توی یه استودیوی حرفهای رادیویی نشستی!
یه توصیه! توی تنظیمات جدیدش، یه اسلایدر (درصد) داره. هیچوقت روی ۱۰۰٪ نذار چون صدا رباتیک میشه. معمولاً روی ۶۰٪ تا ۷۰٪ بهترین نتیجه طبیعی رو میده.
نقاط قوت Adobe Podcast برای کریتورها (+)
- رایگان (در نسخه پایه).
- کاربری بسیار ساده (Drag & Drop).
- حذف کامل اکوی اتاق (Reverb).
نقاط ضعف Adobe Podcast برای کریتورها (-)
- اگه فایل اولیهات زیادی بیکیفیت باشه، صدا رو رباتی میکنه.
- ابزارهای زیادی نداره و فقط یه بهینهساز هست.
جمعبندی و پیشنهاد نهایی تیم آرکان
برای اینکه پکیج تولید محتوات کامل بشه، این ترکیب، یه ترکیب برندهست:
- برای نریشن و گویندگی: شک نکن و برو سراغ ElevenLabs. کیفیت گویندگیش واقعا بیرقیبه.
- برای موزیک پسزمینه و خلاقانه: Suno حتی روی پلن رایگانش هم به خوبی کار رو در میاره. (فقط باید اطلاعاتت رو راجع به موسیقی و ساختارش کامل کنی که بتونی براش پرامت مناسبش رو بنویسی)
- برای دوبله کردن یا اصلاح ویدیو: ابزار HeyGen با اینکه پولیه ولی کاملا ارزندهست، برای بیزنسهای جدی که میخوان به زبانهای دیگه محتوا بدن، یه سرمایهگذاری عالیه.
- و در نهایت برای تقویت و حذف نویز صدا: ابزار Adobe Podcast باید همیشه توی بوکمارک مرورگرت باشه. برای استوریهای یهویی یا ویدیوهای محیطی معجزه میکنه.
و حالا، دیگه وقتش رسیده که بریم سراغ غول مرحله آخر: معرفی بهترین هوش مصنوعی ویدیو ساز در سال ۲۰۲۵ برای کریتورها!
۴- AIهای سایت فیلم: بهترین هوش مصنوعی ویدیو ساز در سال ۲۰۲۵
ما دستیار متنیمون رو پیدا کردیم، تصاویرمون رو ساختیم، صدا رو هم تونستیم تولید کنیم. حالا وقتشه که همهچیز رو به حرکت دربیاریم.
تولید ویدیو با هوش مصنوعی (AI Video Generation) تا همین ۲۰۲۴ بیشتر شبیه یه شوخی یا اسباببازی بامزه بود که همه چیز رو کج و کوله میکرد. اما سال ۲۰۲۵، سالی بود که مرز بین “فیلم واقعی” و “فیلمهای ساخته شده با AI” عملاً نامرئی شد.
در آرکان ما، ۵+۱ مدل برتر دنیا رو بررسی کردیم. دیتایی که اینجا میخونید، حاصل تستهای سنگین روی سناریوهای واقعی (اکشن، تبلیغاتی، انسانی) هست.
لیست مدلهای AI ویدیو ساز: Veo 3.1، Sora 2، Runway Gen-3، Kling AI، Hailuo (Hylo) و مدل اوپنسورس WAN.

۱. Veo 3.1 (Google)؛ انتخاب عقلانی و مهندسساز
Veo 3.1 رو باید منطقیترین، دقیقترین و کافیترین هوش مصنوعی ویدیوساز حال حاضر دونست. گوگل این مدل رو طوری طراحی کرده که دقیقاً زبانِ فیلمسازها رو بفهمه. وقتی به Veo دستور میدی که یک شات “Dolly Zoom” یا “Pan” داشته باشه، اون دقیقاً میدونه منظورت چیه و دوربین رو مثل یک فیلمبردار حرفهای حرکت میده.
همچنین Veo برخلاف مدلهای دیگه که گاهی خروجیهای عجیب و غریب (توهمزا) میدن، به شدت به پرامپت و دستورات وفاداره و سعی میکنه دقیقاً همون چیزی رو بسازه که بهش گفته شده، نه چیزی که خودش دوست داره.
از طرف دیگه، کار کردن باهاش، مثل نانو بنانا ۲، و جمنای ۳، بسیار سادهست و فقط کافیه بهش بگی که چی میخوای VEO خودش بقیه کار رو پیش میبره. و بهترین بخشش هم، اینه که تصویری که از ایرانیها داره، یه سری شترسوار عقب مونده، نیست و حتی استایلهای دانشجویی ایرانی رو هم میشناسه!
نقاط قوت Veo 3.1 برای کریتورها (+)
- کنترل تداوم (Continuity): میتونی تا ۳ تا عکس بهش بدی و بگی “این کاراکتر رو توی همه شاتها حفظ کن”. این برای ساخت تبلیغات داستانی عالیه.
- حرکت دوربین سینمایی: توی فهمیدن دستورات پیچیده دوربین (مثل Pan, Tilt, Dolly Zoom) بهترینه.
- دقت فنی: اگر پرامپتهای تکنیکی (مثل فرمت JSON) بهش بدی، مو به مو اجرا میکنه.
نقاط ضعف Veo 3.1 برای کریتورها (-)
- محدودیت زمانی: کلیپهاش نهایتاً ۸ ثانیهست. البته این محدودیت رو داره کمکم برمیداره.
- سانسور: مثل همه محصولات دیگهی گوگل، روی چهره افراد مشهور یا مناطق خاصی حساسه.

۲. Sora 2 (OpenAI)؛ غول چراغ جادو
اوپن ایآی با Sora 2 یه پکیج کامل ارائه داده. یه هوش مصنوعی ویدیوساز که همهی کارها رو خودش برات میکنه. فقط میگی چی میخوای، اونم صحنهها رو میسازه، کاراکترها رو تعریف میکنه،سناریو رو مینویسه، ویدیوش هم میسازه! و بزرگترین مزیتش اینه که فقط “تصویر” نمیسازه، بلکه “صدا”ی اون رو هم میسازه.
چرا انتخابش کنیم؟
برای ایدهپردازی سریع و ساخت ویدیوهایی که حس زنده بودن دارن عالیه. مخصوص کسایی که میخوان پرامت بدن، ویدیوی نهاییش رو بگیرن و برن 🙂
نقاط قوت Sora 2 برای کریتورها:
- صدای همگام (Audio): وقتی یه کاراکتر حرف میزنه یا یه لیوان میشکنه، Sora صدای اون رو هم تولید میکنه که یه قدم بزرگ رو به جلوست.
- سناریو پرداز: درک بالایی از طنز و داستان داره (مثلاً سناریوی یه گربهی سیگاری رو عالی در میاره).
نقاط ضعف Sora 2 برای کریتورها:
- مشکل با فریم شروع (Start Frame): اگر عکس خودتون رو بهش بدید و بگید “این رو متحرک کن”، گاهی بخاطر قوانین سختگیرانه اخلاقی، ارور میده یا انجامش نمیده.

۳. Kling AI (نسخه 2.5 Pro)؛ استادِ آناتومی
اگر ویدیوی شما شامل “انسان در حال حرکت” هست (مثل رقص، ورزش، راه رفتن)، هیچکدوم به گرد پای Kling نمیرسه.
چرا انتخابش کنیم؟
بقیه مدلها موقع حرکات سریع، دست و پا رو قاطی میکنن، اما Kling آناتومی انسان رو کاملاً میشناسه و در تمام طول ویدیو، ثبت نگهش میداره. این مدل برای ساخت قطعه ویدیوهای B-roll فوقالعادهست!
برای فروشگاههای آرایشی و لباس: یه ویژگی دیگهای که داره و فوقالعاده واقع گرایانه هست، مدلهای لباسش هستن که فقط کافیه عکس یه لباس رو بهش بدی و مدلی که میخواد بپوشتش رو انتخاب کنی، تا عکسها و از اون مهمتر ویدیوهایی از مدل بسازه که داره راه میره، میچرخه یا هرکار دیگهای میکنه.
نقاط قوت Kling AI برای کریتورها (+)
- موشن کپچر طبیعی: توی تستهای ژیمناستیک و حرکات پیچیده، برندهی مطلق بوده. عضلهها و لباس دقیقاً مثل واقعیت تکون میخورن.
- جزئیات دست: مشکل همیشگی AI با انگشتهای دست رو تا حد زیادی حل کرده.
نقاط ضعف Kling AI برای کریتورها (-)
- ویدیو صامت: صدا تولید نمیکنه و باید خودت جداگانه (با ابزارهایی که تو بخش قبل گفتیم) براش صدا بسازی.
- البته در ورژنهای آخریش داره صدا رو هم اضافه میکنه.

۴. Hailuo AI (Hylo 2.3)؛ تعادل بین سرعت و کیفیت
شاید اسمش رو کمتر شنیده باشی، اما Hailuo پدیده امساله. این مدل یه “آچار فرانسه” تمام عیاره. هیچ ویدیویی نیست که ازش انتظار داشته باشی و نتونه تولید کنه. اگه تیکتاکر هستی، این هوش مصنوعی ویدیوساز، یکی از بهترین دوستات میشه
و تقریبا هر چیز ترندی که بهش فکر کنی رو میتونی توی منوهای پیچ در پیچ این AI پیدا کنی!
چرا انتخابش کنیم؟
چون کیفیت ۱۰۸۰p میده، حرکتهاش (مخصوصاً آب و مو) خیلی روانه و از همه مهمتر، نسبت به رقبای گرونقیمت، “بهصرفهتر” هست (کردیت کمتری مصرف میکنه) و یه ابزار «همه چیز در یک» هست.
نقاط قوت Hailuo AI برای کریتورها
- رندرینگ عالی مایعات: اگه تبلیغ نوشیدنی یا شامپو میسازید، فیزیک آب و مایعات توی این مدل شاهکاره.
- برنده کلی: توی تستهای مقایسهای، به عنوان متعادلترین گزینه (قیمت/کیفیت) انتخاب شده.
نقاط ضعف Hailuo AI برای کریتورها (-)
- بهترین در همه چیز بودن، و بدترین در یک چیز بودن: هیلو بهنظر میرسه که هنوز جای خودش رو پیدا نکرده. درسته که همه کار میکنه، ولی توی هیچکدوم فوقالعاده نیست. همین موضوع باعث شده که برای جنبهی سرگرمی (فعلا) فقط عالی باشه.

۵. Runway Gen-3 Alpha؛ پیشکسوت با ابزارهای کنترلی
رانوی (Runway) قدیمیترین بازیگر این عرصهست و هنوزم برای ادیتورهای حرفهای، جایگاه ویژهای داره. حساب کارش از هوش مصنوعیهای ویدیوساز که جنبه تجاریهای روزمره یا سرگرمی دارن جداست. و خیلی از کلیپهای تلوزیونی فعلی رو دارن با این هوش مصنوعی ویدیو ساز میسازن.
اگه میدجرنی رو هنرمند تمام عیار در هوش مصنوعیهای تصویر ساز مینامیدیم، در بین AIهای ویدیوساز، این عنوان به رانوی میرسه.
چرا انتخابش کنیم و نکنیم؟
رانوی یه ابزار با دقت به جزئیات بسیار بالاست، مخصوص سختپسندهایی که به کوچیکترین جزئیات هم دقت میکنن و براش برنامهای دارن. همین ویژگی مثبتش، بزرگترین ویژگی منفیش هم هست. برای همین، ممکنه ۸۰ درصد افراد، اون رو بیش از حد سختگیرانه ببینن و ازش فراری بشن!
نقاط قوت Runway برای کریتورها (+)
- جزئیات خیره کننده: توی این هوش مصنوعی همه چیز تا نهایت کیفیت پیش رفته.
- Motion Brush: شما میتونید روی یه قسمت خاص از عکس (مثلاً ابرها) براش بکشید و بگید “فقط این قسمت حرکت کنه”. این قابلیت برای ساخت موشنگرافیهای ظریف (Cinemagraphs) بینظیره.
- کنترل زمانی: مدیریت دقیقتری روی سرعت و زمانبندی اتفاقات ویدیو داره.
نقاط ضعف Runway برای کریتورها (-)
- بیش از حد خوب بودن: برای خرید نون، لازم نیست با رلزرویس بری تا نونوایی! اگه برای کارهای تجاری روزمره دنبال یه هوش مصنوعی ویدیوساز میگردی، رانوی بیش از انتظارته.

۶. HeyGen؛ آچار فرانسه اینستاگرامرها و یوتیوبرها
همونطور که در بخش AIهای صوتی گفتم، HeyGen یه جعبه ابزار کامل، برای کساییه که ویدیوهای رو به دوربین زیاد میگیرن. برای همین اگر کارت تولید محتوای آموزشی، معرفی محصول یا ویدیوهای Talking Head (صحبت رو به دوربین) هست، HeyGen دقیقاً برای خودت ساخته شده.
این ابزار دیگه فقط یک “سازنده آواتار” نیست؛ بلکه یک استودیوی کامل پستولید (post production) محسوب میشه. هیجن میتونه نور و رنگ ویدیوی شما رو با AI اصلاح کنه (مثلاً ویدیویی که توی اتاق تاریک گرفتی رو روشن و استودیویی کنه) و به صورت خودکار زیرنویسهای دقیق و جذاب روی ویدیو بندازه.
قابلیت معروفش هم که به معنای واقعی کلمه شاهکاره: ویدیویی که بهش میدی رو به زبانهای مختلف دوبله میکنه و حرکت لبهای کسی که جلوی دوربینه رو با زبان جدید هماهنگ (Lip-sync) میکنه.
- مزیت اصلی: ابزارهای ویرایشی عالی (نور، زیرنویس)، دوبله چندزبانه و کیفیت بالای آواتارها.
- پشتیبانی از زبان: هیجن به طور کامل با زبان فارسی هماهنگی داره.
- مناسب برای: ولاگرها، مدرسین اینستاگرام و یوتیوب.

۷. WAN: همیشه یه گزینهی خاص وجود داره
به زبان ساده و کوتاهش، WAN مثل SEEDREAM هست، اما برای ساخت ویدیو!
سخت تر شد؟ خب پس بذار بگم.
WAN یه مدل رایگان و اپن سورس هست که میتونی دانلودش کنی و روی سیستمت نصبش کنی. و بعد از اون، دیگه هیچ محدودیتی در تعداد توکن و ویدیوهای روزانه و غیره نخواهی داشت.
اما مثل SEEDREAM، اینجا هم یه هشدار وجود داره:
WAN برای رندر گرفتن ویدیوهاش، از سختافزار و کارت گرافیک دستگاهت استفاده میکنه. بنابراین اگه کامپیوتر قویای نداری یا اینکه نمیخوای کارت گرافیکت رو فرسوده کنی، میتونی از WAN بگذری و بری سراغ باقی AIهای ساخت ویدیو.
ولی خب! اگه توی صف موندن، خرج کردن برای توکن AIها، یا سانسورهای این ابزارها خسته شدی، میتونی بری سراغ WAN تا یه بار برای همیشه همه این محدودیتها رو کنار بزنی.
جمعبندی نهایی: بهترین هوش مصنوعی ویدیو ساز (پیشنهادات آرکان)
خب رفیق، اینم از بهترین هوشهای مصنوعی ویدیو ساز در سال ۲۰۲۵. بیا یه مرور سریع بکنیم که گیج نشی:
- کریتور یا مدرس هستی؟ شک نکن، HeyGen ابزار اصلی تو خواهد بود (به خاطر زیرنویس، آواتارها و اصلاح نور).
- تیزر تبلیغاتی دقیق میسازی؟ مستقیم برو سراغ Runway Gen-3 یا Veo 3.1.
- میخوای کم هزینه جمع بشه؟ کافیه فقط اکانت گوگلت رو ارتقاء بدی، تا به VEO 3.1, Gemini 3 و Nano Banana Pro همزمان دسترسی پیدا کنی.
- موزیک ویدیو یا کلیپ اکشن و پرجزئیات میسازی؟ Kling AI بهترین حرکات رو بهت میده.
- فقط میخوای ایده پردازی کنی و لذت ببری؟ اگر دعوتنامه داشته باشی، Sora 2 بهترینه. اگه نداشتی، برو سراغ Hailuo.
- کاملا رایگان و روی PC خودت باشه؟ میتونی WAN رو یه امتحان بکنی.
دنیای ویدیو دیگه محدود به دوربین و لنز نیست؛ محدودیت به سمت خلاقیت، سناریو نویسی و هدف بازاریابی آدما تغییر پیدا کرده. البته! که داشتن محتوای اورجینال و دور از AI هم خیلی با ارزش شده (و همینطور بیشتر میشه. مثل فرش ماشینی و فرش دست بافت!)
۵- هوش مصنوعیهای متفاوت
این دسته در حال حاضر کوچیکن، ولی شک ندارم که به زودی شاهد اسامی بیشتری توش هستیم. این دسته از AIها، هرجور که فکر کردم، در یک دستهبندی به خصوص قرار نمیگرفتن. برای همین مثل جاهای دیگه، یه دستهبندی غیره براشون درست کردم.

NoteBook LM: یه جعبهابزار متفاوت!
خیلی وقتا هست که ما مجموعهای از فایلها داریم، یا میخوایم راجع به موضوعی تحقیق کنیم. یه همچین وقتایی حتی ابزارهایی مثل Gemini هم نمیتونن کمکمون کنن. اینجاست که NoteBook LM که تو پکیج همون ابزارهای AI گوگل هست، به دادمون میرسه.
کاربرد NoteBook LM: نوت بوک ال ام، نوع طراحیش اینطوریه که یه سری منابع (مثل PDF یا فایل ورد، آدرسهای سایتها، ویدیوهای یوتوب، …) رو ازمون تحویل میگیره، و دقیقا و فقط برطبق همونا برامون یه سری خروجی میده.
این خروجیها میتونه مثل، پادکست (فایل صوتی)، ویدیوی پرزنتیشن، فلش کارت، درخت دانش (تعاملی)، فایل چند صفحهای پرزنتیشن، اینفوگرافیک، گزارش و … خلاصه هرچیزی که برای یادگیری نیاز داریم بهمون میده.
کاربرد NoteBook LM برای کریتورها: حالا نکته جالب اینه که ما کریتورها، میتونیم از همین خروجیها، به عنوان محتوا استفاده کنیم. خصوصا از اینفوگرافیک و پادکستش که یه سر و گردن از بقیه خروجیهاش بالاترن!
درحال حاضر نوتبوک ال ام، دارای محدودیت ۳ خروجی از هر نوع خروجی (۳ تا پادکست، ۳ تا ارائه، ۳ تا …) هست که با ارتقاء حساب گوگلمون، این محدودیت تا ۵ برابر فراتر میره.

کلام آخر: هوش مصنوعی، دستیارِ توست نه جایگزینِ تو!
خب رفقای آرکان، خسته نباشید!
ما تو این ۵ قسمت، یه سفر طولانی رو با هم رفتیم؛ از جادوی کلمات با مدلهای متنی شروع کردیم، دنیای رنگارنگ تصویرسازی رو دیدیم، گوشهامون رو به صداهای جدید سپردیم، رسیدیم به غول مرحله آخر، یعنی ویدیو و در نهایت با مدلهای خاص AI برای تولید کنندگان محتوا آشنا شدیم.
اما قبل از اینکه این پرونده رو ببندیم، باید یه حقیقت خیلی مهم رو با هم مرور کنیم.
تاریخ انقضای این مقاله کی هست؟ شاید فردا!
الان که دارم این خطوط رو مینویسم، آذر ۱۴۰۴ هستیم. دنیای AI اونقدر سرعتش زیاده که ممکنه همین هفته بعد، یه آپدیت برای یکی از مدلهای عقبمونده بیاد و یهو بزنه رو دست همه! ابزاری که امروز پنجم لیسته، ممکنه با یه آپدیت نسخه ۳ یا ۴، بشه قهرمان مطلق بازار.
پس اولین درس اینه: تعصب ممنوع! همیشه گوشبهزنگ باشید و اخبار رو دنبال کنید. هنر یه کریتور هوشمند اینه که “جعبهابزارش” رو همیشه آپدیت نگه داره و بهترین مهرهها رو برای بازیش انتخاب کنه.
تجهیزاتِ میلیاردی یا هوش مصنوعی؟ مسئله این نیست!
توی آرکان همیشه گفتیم: “بهترین دوربین، اونیه که الان تو دستته”.
هوش مصنوعی هم دقیقاً همینه. این ابزارها – چه Sora باشه چه Runway – مثل یه “سهپایه” یا یه “لنز گرونقیمت” هستن. شما اگر بهترین ستاپ نور و دوربین رو داشته باشی اما ایده، خلاقیت و استراتژی نداشته باشی، خروجی کارت یه چیز بیروح میشه.
هوش مصنوعی هیچوقت نمیتونه جای اون ذهن کریتوری شما رو بگیره. نمیتونه جای اون حس شوخطبعی یا غمِ خاصی که توی سناریوت میریزی رو پر کنه.
AI فقط کار نحوهی انجام کار رو ساده کرده، همین.
قبلاً برای شروع یه پیج یا کانال یوتیوب، باید نگران نور، صدا، دوربین، تدوینگر و هزار تا چیز دیگه میبودی. الان AI این موانع رو برداشته.
- ایده نداری؟ AI بهت میده.
- دوربین نداری؟ AI برات تصویر میسازه.
- میکروفون نداری؟ AI صدات رو استودیویی میکنه.
پس دیگه بهونهای برای “نشدن” وجود نداره.
این فرصت طلایی رو غنیمت بشمار، جعبهابزار خودت رو بچین و شروع کن!
💬 نوبت شماست! میکروفون دست شما:
چیزی که تا اینجا داشتیم، یه محتوای جامع بود، راجع به اینکه کدوم AI بهتره. تمام هوش مصنوعیهای تولید محتوا رو یک به یک آوردیم، بررسی کردیم و متوجه شدیم که در حال حاضر، کدومشون بیشتر به دردمون میخوره. اما با اینحال، حالا که با بهترینهای دنیا آشنا شدی، تو کامنتها بهم بگو:
۱. اگر قرار باشه فقط یک ابزار هوش مصنوعی رو برای «یکی برای همه» انتخاب کنی، کدوم رو انتخاب میکنی؟
۲. توی بخش ویدیو، طرفدار کدوم تیم هستی؟ رئالیسمِ Runway یا تخیلِ Sora؟
۳. به نظرت بزرگترین چالشی که هنوز AI نتونسته حلش کنه چیه؟ (احساس؟ طنز؟ یا چی؟)
۴. فکر میکنی تا سال ۱۴۰۵، جایگاه “انسان” توی تولید محتوا چقدر تغییر میکنه؟
۵. و سوال آخر: دوست داری مقاله بعدی آرکان در مورد چی باشه؟
تو کامنتها منتظرتونم؛ تکتک نظرات رو میخونم و با همدیگه گپ میزنیم. ❤️
به رسم همیشه: #درخت_نور_بکاریم!





